عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

141

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها خداوندا و پادشاها بزرگوارا و كردگارا ! اين آدم خاكى طراز وشى تقريب را بدست عصيان ملطخ گرداند ، و سر از ربقهء طاعت بيرون كشد ، و ما را از قدس و تقديس آفريدهء ، سينه‌هاى ما بتهليل و تسبيح آراستهء و اين اسباب ما را ساخته ؟ چنين گويند آتشى از مكنونات غيب پديد آمد و قومى فريشتگان را بسوخت ، و بنعت عزت اين خطاب برفت كه - إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ - شما كه نظارگيان ايد نظاره همى كنيد شما را با خزائن اسرار الهيت ما چه كار ؟ و در مكنونات غيب ربوبيت ما چه تصرف ؟ تعبيه الهيت ما و مكنونات اسرار ربوبيت ما ما دانيم ، خواطر مختصر را علوم و عقول جز وى را فهمهاى معلول و بصائر محدث را باسرار الهيت ما چه راه ! وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ - ما در ازل حكم چنان كرديم كه چراغ حقايق معرفت در سينهء آدم خاكى روشن گردانيم ، و منشور ولايت خاكى بدست او دهيم ، و روايت ممالك زمين در قلب لشكر او نصب كنيم ، شما كه مقربان مملكت‌ايد پيش تخت دولت آدم چاكروار سماطين بر كشيد ، و او را سجود كنيد ، و شما كه گرد عرش ما طواف ميكنيد جنايت ناكرده ذريت آدم را كه هنوز در وجود نيامدند استغفار ميكنيد و روش ايشان را سلامت ميخواهيد ، و سلّم و سلّم مىگوييد ، تا چون در وجود آيند قدم ايشان را بر بساط عبوديت فتورى نباشد . و شما كه نقيبان حجب‌ايد ، اهل غفلت را از ذريت آدم ميگرييد تا بسبب گريستن شما معصيت ايشان بمغفرت خود بپوشيم . و شما كه اهل رفرف‌ايد ، ازين زلال كه زير عرش ما موج مىزند راويهء نور بر گيريد ، و روز رستاخير كه ايشان منتظر باشيد تا چون فزع اكبر در قيامت پديد آيد ، و دارا دار و گيراگير هيبت و سياست برخيزد ، مؤمنان ايشان را از آن فزع امن دهيد و سلام ما بايشان رسانيد . اينهمه به آن فرموديم تا شما كه فريشتگانيد شرف خاكيان بدانيد و بر حكم ما اعتراض نكنيد . در خبر درست است كه ملا اعلى و مقربان درگاه عزت گفتند - خداوندا خاكيان را عالم سفلى دادى عالم علوى بماده ، كه ما نيز پرندگان حضرتيم و طاوسان درگاه عزت . ايشان را جواب آمد - لا اجعل صالح ذرية من خلقته بيدىّ كمن قلت له كن فكان .